37 هفتگی تو
عزیزم داره نزدیک میشه. لحظه دیدار رو میگم.
٣٧ هفته و ٢ روز! شاید هفته دیگه تو توی بغلم باشی عسلم. باورم نمیشه. ٩ ماهه تو دلمی و من هنوز این معجزه رو باور نکردم. ٩ ماهه هر لحظه با هم بودیم. تو خنده و گریه. خواب و بیداری. هر لحظه... قلب هامون با هم زده و حالا تو داری برای تولد آماده میشی... برای زندگی.. برای همه چی، در نقطه شروع... عزیز دلم بین این همه دیدنی ها و شنیدنی های این دنیا، بین این همه رنگ، این همه آدم، تو کدوم ها رو برای دیدن و شنیدن انتخاب می کنی؟ دلت پیش کیا آروم می گیره؟ کجا میری؟ چکار می کنی؟ نمی دونم!
نگرانتم عزیزم. هر جا که میری و با هر کی هستی مواظب خودت باش. هر اتفاقی که افتاد نذار از خوبی هات چیزی کم بشه عزیزم. این آرزوی بزرگ من برای توست.
خدایا پسرمو به تو می سپارم... مراقبش باش.



37 هفتگی تو 